من آمدم به کنارت دو چشم خود وا،کن
وفات فرزند
من آمدم به کنارت دو چشم خود وا،کن
نگاه به صورت پیر و غریب بابا کن
غزال خسته من خیز و محشرم بنگر
به حال و روز من خونجگر تماشا کن
قسم به جان تو چشمان من نمی بیند
به پای خیز و ره خانه را پیدا کن
نه حال رفتن و ،نی، تاب ماندنم باشد
تو ای امید پدر حل این معما کن
دلم گرفته دگر از همه ...
من آمدم به کنارت دو چشم خود وا،کن
نگاه به صورت پیر و غریب بابا کن
غزال خسته من خیز و محشرم بنگر
به حال و روز من خونجگر تماشا کن
قسم به جان تو چشمان من نمی بیند
به پای خیز و ره خانه را پیدا کن
نه حال رفتن و ،نی، تاب ماندنم باشد
تو ای امید پدر حل این معما کن
دلم گرفته دگر از همه ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
شنیدم در گلستان باغبانی
شعر بعدی
فلک بردی ز کف صبر و قرارم
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان