دانلود برنامه بحارالاشعار

لگد ها را بدونِ هیچ ترسی از خدا می زد

شعر مداحی روضه حضرت زهرا (س) - لگد ها را بدونِ هیچ ترسی از خدا می زد - اشعار مداحی دهه فاطمیه

لگد ها را بدونِ هیچ ترسی از خدا می زد
صدای مادری را می شنید و بی حیا می زد

تمامِ کینه را در دست هایش جمع می کرد و
فقط از بغض حیدر همسرش را بی هوا می زد

سلاحِ آتشِ بُغضش فقط در را نمی سوزانْد
نمی دانست آتش بر گلستانِ وِلا می زد

عجب آغوشِ گرمی داشت محسن آن زمانی که
میانِ شعله ها با مادر خود دست و پا می زد

غلاف و میخ و مسمار و در و دیوار و خاکستر
نمک بر زخم های فاطمه هر یک جدا می زد

در افتاد و چهل نامردِ جنگی...بر سرِ زهرا
نمی دانم چه آمد که صدای فِضّه را می زد...

علی علی بیگی

240
شعر بعدی