لاله هایت را یکایک کرده پژمرده خزان
لاله هایت را یکایک کرده پژمرده خزان
در میان سیل نامحرم کنارم تو بمان
خواهرت در پیش رو بود و تو در بالای نی
آه از چشمان تو شد سیل خون هر دم روان
آیه میخواند و به زینب سنگ میزد شیخ شهر
ننگ بر شیخان جاهل ننگ بر محرابیان
جای عباس و علی اکبر ندیدی یا اخا
همسفر شد خواهرت با شمر و خولی و سنان
کاش باز...
در میان سیل نامحرم کنارم تو بمان
خواهرت در پیش رو بود و تو در بالای نی
آه از چشمان تو شد سیل خون هر دم روان
آیه میخواند و به زینب سنگ میزد شیخ شهر
ننگ بر شیخان جاهل ننگ بر محرابیان
جای عباس و علی اکبر ندیدی یا اخا
همسفر شد خواهرت با شمر و خولی و سنان
کاش باز...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
حرم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید
شعر بعدی
پشت سر زخمی تو بر سر نیزه
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان