قلبم کبوتر وار سویش پر گشوده
قلبم کبوتر وار سویش پر گشوده
خواب از دو چشمم صوت نقاره ربوده
باب الجوادش بین بن بست زمانه
درهای رحمت را به رویم وا نموده
نوشیدن یک جرعه، چای از چایخانه
در سینه ام انداخت شعری نو سروده
حتی نوای ساعتش مُحیِ القُلوب است
زنگش چنان زنگار از قلبم زدوده
زاغ سیاهی در حرم فهماند بر من
اینجا ...
خواب از دو چشمم صوت نقاره ربوده
باب الجوادش بین بن بست زمانه
درهای رحمت را به رویم وا نموده
نوشیدن یک جرعه، چای از چایخانه
در سینه ام انداخت شعری نو سروده
حتی نوای ساعتش مُحیِ القُلوب است
زنگش چنان زنگار از قلبم زدوده
زاغ سیاهی در حرم فهماند بر من
اینجا ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
به دست لطف تو معنای کم فراوان است
شعر بعدی
چنان که میبرد عطش ز طفل تشنه تاب را
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان