قصه غربت او آتیش به عالم می زنه
دوست دارم برم نجف کنار تربت على
بیشینم گریه کنم برای غربت علی
دوست دارم برم نجف تُو صحن ایوون طلا
مث شمعی بسوزم غرق مصيبت على
قصه غربت او آتیش به عالم می زنه
شب شنید و چاه و نخلستون شکایت علی
کوفه ای شهر بلا ای خاک سرد فتنه خیز
شاهدی بر غصه های بی نهایت علی
مدینه تو هم بگو قصه تازیانه رو
جرم ...
بیشینم گریه کنم برای غربت علی
دوست دارم برم نجف تُو صحن ایوون طلا
مث شمعی بسوزم غرق مصيبت على
قصه غربت او آتیش به عالم می زنه
شب شنید و چاه و نخلستون شکایت علی
کوفه ای شهر بلا ای خاک سرد فتنه خیز
شاهدی بر غصه های بی نهایت علی
مدینه تو هم بگو قصه تازیانه رو
جرم ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
ای مسلمانان شب اندوه مولا حیدر است
شعر بعدی
از آن زمان که به دست تو ریسمان بستند
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان