فکر و ذکرم وسط خوف و رجا ریخت بهم
فکر و ذکرم وسط خوف و رجا ریخت بهم
دل بی تاب من از «ادرک اخا» ریخت بهم
سعی کن پا نشوی پیش دو زانوی خَمَم
بعد سعی ات، همه ی سعی و صفا ریخت بهم
علقمه گرچه شده کوفه و تو مثل علی
از مدینه چه خبر؟ ... کرببلا ریخت بهم
زائر دستِ قلم، دستِ شکسته شده است
چه سرت آمده که مادر ما ریخت بهم
زخم پهلوی تو پیداست...
دل بی تاب من از «ادرک اخا» ریخت بهم
سعی کن پا نشوی پیش دو زانوی خَمَم
بعد سعی ات، همه ی سعی و صفا ریخت بهم
علقمه گرچه شده کوفه و تو مثل علی
از مدینه چه خبر؟ ... کرببلا ریخت بهم
زائر دستِ قلم، دستِ شکسته شده است
چه سرت آمده که مادر ما ریخت بهم
زخم پهلوی تو پیداست...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
خواستم بار دگر شعری بگویم با عطش
شعر بعدی
عباس که ترس از غضب شیر نمیکرد
فهرست
اشعار
روضه حضرت عباس (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان