غارت پیرهن بی کفنم را دیدم
غارتِ پیرهنِ بی کفنم را دیدم
مادرم را پدرم را حسنم را دیدم
دست در زیر تنت بردم و برداشتمت
دو سه ساعت چه سرت آمده نشناختمت
تا بیایم به سرت با همه درگیر شدم
ته گودال تو بودی و سرازیر شدم
دیر شد تا برسم ، شمر به بیرون آمد
مویْ آشفته و با دامن پُر خون آمد...
راحت از دشنه و سرنیزه و داساش کردم
شمر...
مادرم را پدرم را حسنم را دیدم
دست در زیر تنت بردم و برداشتمت
دو سه ساعت چه سرت آمده نشناختمت
تا بیایم به سرت با همه درگیر شدم
ته گودال تو بودی و سرازیر شدم
دیر شد تا برسم ، شمر به بیرون آمد
مویْ آشفته و با دامن پُر خون آمد...
راحت از دشنه و سرنیزه و داساش کردم
شمر...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
پیش از غروب بود که آب از سرم گذشت
شعر بعدی
تشنه بود و به خاك ها خونش
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان