تشنه بود و به خاك ها خونش
تشنه بود و به خاك ها خونش
از رخ و گونه و جبین می ریخت
یك نفر خنده كرد به تشنگیاش
پیش او آب بر زمین می ریخت
نیمه جان بود و پشتِ مركبِ خود
بوسه ای سنگ، بر جبینش زد
نوبتِ تیرِ حرمله شده بود
آه،از پشتِ زین زمینش زد
فاصله كم شده كمانداری
تیرها را دقیق تر میزد
یك حرامی بر آن تَنِ زخمی
نیزهاش را عمیق...
از رخ و گونه و جبین می ریخت
یك نفر خنده كرد به تشنگیاش
پیش او آب بر زمین می ریخت
نیمه جان بود و پشتِ مركبِ خود
بوسه ای سنگ، بر جبینش زد
نوبتِ تیرِ حرمله شده بود
آه،از پشتِ زین زمینش زد
فاصله كم شده كمانداری
تیرها را دقیق تر میزد
یك حرامی بر آن تَنِ زخمی
نیزهاش را عمیق...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
غارت پیرهن بی کفنم را دیدم
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان