عرفه آمده وغرق گناهم چه کنم
عرفه آمده وغرق گناهم ،چه کنم
اثری گر نکند شعله ی آهم ،چه کنم
وسعت بی کسیم را چه کسی می داند
بی پناهم ندهی گر که پناهم ،چه کنم
ای طبیب دل بیمار، دوایی بفرست
با چنین درد وغم و حال تباهم ،چه کنم
فرصتی نیست در این عمر ندانم چه شود
پرسشی مانده برایم ،که الهم ،چه کنم
تا به کی شرم گنه شعله به جانم بزند...
اثری گر نکند شعله ی آهم ،چه کنم
وسعت بی کسیم را چه کسی می داند
بی پناهم ندهی گر که پناهم ،چه کنم
ای طبیب دل بیمار، دوایی بفرست
با چنین درد وغم و حال تباهم ،چه کنم
فرصتی نیست در این عمر ندانم چه شود
پرسشی مانده برایم ،که الهم ،چه کنم
تا به کی شرم گنه شعله به جانم بزند...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
جان عاشق شده امروز گدای عرفه
شعر بعدی
با حال مضطر مینویسم یا رب العفو
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان