طاقت ندارم، هجرِ آن روی نکو را
طاقت ندارم، هجرِ آن روی نکو را
آرامِ جانم، غنچهی خوش رنگ و بو را
پَر زد گلم، تا خمّ می، باشد سلامت
بگذار دشمن، بشکند اصلاً، سبو را
یا رب! چنان کن، عازم میدان اگر شد،
چشمی نبیند، آن سپیدیِ گلو را
آن گریهها، در پاسخِ "هل من معین" بود
تیرِ سهشعبه، داد پایان، گفت و گو را
مُردن، از این بهتر، که از...
آرامِ جانم، غنچهی خوش رنگ و بو را
پَر زد گلم، تا خمّ می، باشد سلامت
بگذار دشمن، بشکند اصلاً، سبو را
یا رب! چنان کن، عازم میدان اگر شد،
چشمی نبیند، آن سپیدیِ گلو را
آن گریهها، در پاسخِ "هل من معین" بود
تیرِ سهشعبه، داد پایان، گفت و گو را
مُردن، از این بهتر، که از...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
یک شب مرا هم محض دیدارت طلب کن
شعر بعدی
برنگشتی آنقدر بی آبرو شد چشممان
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان