برنگشتی آنقدر بی آبرو شد چشممان
برنگشتی آنقدر بی آبرو شد چشممان
بی تو با ابلیس گرم گفتگو شد چشممان
تا بنایِ کشتیِ ایمانمان در گِل نشست
با بلایای جدیدی روبرو شد چشممان
تا ببینیمَت کنار «لیت شعري» هایمان
اشک؛ طغیان کرد و غرقِ آرزو شد چشممان
با صدای هر اذان در حسرتِ دیدار تو
سال ها با گریه مشغولِ وضو شد چشممان
هر سه شنبه زیر بارا...
بی تو با ابلیس گرم گفتگو شد چشممان
تا بنایِ کشتیِ ایمانمان در گِل نشست
با بلایای جدیدی روبرو شد چشممان
تا ببینیمَت کنار «لیت شعري» هایمان
اشک؛ طغیان کرد و غرقِ آرزو شد چشممان
با صدای هر اذان در حسرتِ دیدار تو
سال ها با گریه مشغولِ وضو شد چشممان
هر سه شنبه زیر بارا...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
طاقت ندارم، هجرِ آن روی نکو را
شعر بعدی
برگرد ای مسافر تنهای جاده ها
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان