شور سحر ندارم چشمان تر ندارم
شور سحر ندارم چشمان تر ندارم
در گیر و دار نفسم از تو خبر ندارم
بیدار کن دلم را چشمان غافلم را
تطهیر کن گلم را حرفی دگر ندارم
افتاده ام به پایت هی میزنم صدایت
من در مقابل تو دیگر سپر ندارم
مثل کویر داغم خشکیده برگ و باغم
اینها دلیلش این است که چشم تر ندارم
مهمان شدم به خانت مابین دوستانت
شرمنده ام که...
در گیر و دار نفسم از تو خبر ندارم
بیدار کن دلم را چشمان غافلم را
تطهیر کن گلم را حرفی دگر ندارم
افتاده ام به پایت هی میزنم صدایت
من در مقابل تو دیگر سپر ندارم
مثل کویر داغم خشکیده برگ و باغم
اینها دلیلش این است که چشم تر ندارم
مهمان شدم به خانت مابین دوستانت
شرمنده ام که...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر بعدی
نیم شب است ای خدا زار و نزار آمدم
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان