شصت سال با دو دیده ی تر گریه کرده ام
شصت سال با دو دیده ی تر گریه کرده ام
شصت سال در عزای پدر گریه کرده ام
از غصه آب گشته دل داغدار من
با لخته های خون جگر گریه کرده ام
شصت سال نای خستهٔ جان نینوائی است
هر شام تا طلوع سحر گریه کرده ام
شصت سال بیقرار گلوی بریده ام
تیغی که مانده پیش نظر گریه کرده ام
من سینه ریش موی پریشان زینبم
ب...
شصت سال در عزای پدر گریه کرده ام
از غصه آب گشته دل داغدار من
با لخته های خون جگر گریه کرده ام
شصت سال نای خستهٔ جان نینوائی است
هر شام تا طلوع سحر گریه کرده ام
شصت سال بیقرار گلوی بریده ام
تیغی که مانده پیش نظر گریه کرده ام
من سینه ریش موی پریشان زینبم
ب...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
بار دیگر عزای عاشوراست
شعر بعدی
اگر خواهی پدر بینی وفای دختر خود را
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان