شبهای ماه سر شد و از تو خبر نشد
شبهای ماه سر شد و از تو خبر نشد
بیچاره آن که در غم تو جان به سر نشد
شبهای ماه صبح شد و وقت عید شد
دردا که باز شام فراقت سحر نشد
عید من آن دمی ست که یار آید از سفر
این عیدها که مرهم داغ جگر نشد
گفتم قدم گذار به کوی دلم ولی
این کوچه هم برای عبورت گذر نشد
گفتم که از نبودن تو جان دهم ولی
شرمندها...
بیچاره آن که در غم تو جان به سر نشد
شبهای ماه صبح شد و وقت عید شد
دردا که باز شام فراقت سحر نشد
عید من آن دمی ست که یار آید از سفر
این عیدها که مرهم داغ جگر نشد
گفتم قدم گذار به کوی دلم ولی
این کوچه هم برای عبورت گذر نشد
گفتم که از نبودن تو جان دهم ولی
شرمندها...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
وقت جدایی من و ماه صیام شد
شعر بعدی
این روا نیست که حال همه پرغم باشد
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان