دانلود برنامه بحارالاشعار

سلام بر تو که نوری و ذکری و ایمان

شعر مداحی مدح امیرالمومنین (ع) - سلام بر تو که نوری و ذکری و ایمان - گریز به روضه كربلا امام حسین

سلام بر تو که نوری و ذکری و ایمان
سلام بر سخن حق سلام بر "قرآن"

به هفت آیه ی "سبع المثانی"ات سوگند
تمام رحمت محضی ، قسم به "الرحمان"

معلّقات معلّق شد و به زیر آمد
همین که نور تو آمد در آن زمان به میان

خرد به عمق تو هرگز نمیرسد دستش
هزار معنی نازک شدست در تو نهان

اگر که چهره بدون نقاب بنماید
کُمیت عقل شود لنگ و عاجز و حیران

نسیم جنت حق میوزد ز آیاتش
بهشت را به تماشا نشین در این بستان

خزان گذشت بر اوراق خلق و کهنه شدند
گذر نکرده بر اوراق او غبار خزان

کتاب نیست ، شراب است شکل مکتوبش
ز آیه آیه آن ‌مست میشود انسان

به پیش هیبت "فاتوا بمثله" ، فُصَحا
گرفته اند سر انگشت عجز را به دهان

زبان به کام گرفتند جمله لال شدند
چو گفت "فاستمعوا له و اَنصِتوا" ، یزدان

بشر کجا و توان سخن چو او گفتن
زبان هیچ بشر نیست مرد این میدان

نگاه کن و بدان "اُنزل بعلم الله"
اگر که بهتر از این هست هاتِ بالبرهان

طناب اگر که بخواهی بیا که "انزلنا"
طناب عرش الهی ست گشته آویزان

نشسته اند همه انبیا بر این سفره
به لقمه ای که بگیری از آن شوی لقمان

فدای نثر روانش شود هزاران نظم
که داده است پریشانی مرا سامان

هزار عمر شده صرف فهم او و هنوز
بدیع مانده معانی او و نحو بیان

هزار فتنه بیاید هزار فتنه رود
به زیر سایه قرآن نمیشوم نگران

چنان پر است کتاب خدا ز وصف علی
شود علی بشود این کتاب اگر انسان

ببین به غیر علی کیست "باء بسم الله"؟!
ببین شدست علی بر کتاب حق عنوان

بدون نقطه چه معنا دهد کلام کسی؟!
علیست مُظهِر قرآن و معنی "تبیان"

خطاب آمده "بلّغ" : "علی ولی الله"
که در غدیر شود حق چو آفتاب عیان

به برکت علی "اکملتُ دینَکُم" آمد
که با ولایت او کامل است این بنیان

خلافت است فقط لایق علی آری
"لَقَد تَقَمَّصَها" دیگری که وای بر آن

کسی که شیعه او نیست ، غرق میگردد
علیست کشتی نوح و علیست کشتی بان

هر آنچه گفته نبی در حق علی وحی است
مُطَهّر است نبی از خطا و از هذیان

بدون حب علی راه بدتر از چاه است
به کعبه نه که رسد آخرش به ترکستان

علی الصباح قیامت خدات میپرسد
چه شد که بعد نبی ، "اتبعتم الشیطان"

به حکم آیه "واتوا البیوتَ من ابواب"
ز درب خانه نبی را فقط شوی مهمان

علیست باب ورودی علم پیغمبر
گمان مکن که بود شهر بی در و دربان

علیست سرّ "یدالله فوق ایدیهم"
که اوست آیت عظمای حق به عالمیان

علیست علّت جمع ضمیر "انفسنا"
به جز علی چه کسی بوده بر پیمبر جان

علیست هادی امت پس از نبی به صراط
صراط نیست برای مُحبّ او لغزان

علیست وجه خداوند "ذوالجلال" بلی
در آن زمان که شود "کُلُّ مَن علیها فان"

علیست ساقی کوثر ، علیست رحمت محض
و غیر اوست سرابی که "یَحسَبُ الظَمئان"

علیست صاحب علم کتاب و شاهد وحی
کجاست عالم و جاهل به یکدگر یکسان؟!

علی و فاطمه مصداق آن دو دریایند
به جز حسین و حسن نیست "لُوء لُوء و مَرجان"

قسم به آیه "تَبّت یدا" بریده شود
دو دست هر که زند دست جز بر این دامان

اگر‌که تیغ به رویم کشند می مانم
نمیشوم ز مسیر غدیر رو گردان

به حشر گر‌که شفاعت کند گناه مرا
ثواب میخورد آن روز غبطه بر عصیان

بگیر دست مرا بیقرارِ نام تو ام
کویر خشک منم من ، تویی تویی باران

فقط ترنم نام تو جان دهد ما را
شبیه آب خنک در میان تابستان

سخن به آب رسید و ز غصه آب شدم
عطش چه کرد که صار السماء مثل دخان

رسیده است خطاب "ارجعی الی ربک"
خدا کند نخورد سنگ بر لب و دندان

فدای قاری قرآن که تشنه لب بود و
نداد جرعه آبی کسی به آن عطشان

آهای شمر تو را ذره ای طهارت نیست
مزن بدون وضو دست خویش بر قرآن

عاصی خراسانی

196
شعر بعدی