ساقی ... برادرم ... تو بریز می به جامشان
ساقی ... برادرم ... تو بریز می به جامشان
ز عشق خویش جرعه بنوشان به کامشان
با این امید به وادی عشقت قدم زدند
شاید فدا شدن بنویسی به نامشان
روزیکه از خدا دو پسر کرده ام طلب
بودم امید تا که بخوانی غلامشان
لقمه زدست زینب تو خورده اند که هست
در راه یار فدایی شدن در مرامشان
حالا که لحظه لحظه ازجان گذشتن...
ز عشق خویش جرعه بنوشان به کامشان
با این امید به وادی عشقت قدم زدند
شاید فدا شدن بنویسی به نامشان
روزیکه از خدا دو پسر کرده ام طلب
بودم امید تا که بخوانی غلامشان
لقمه زدست زینب تو خورده اند که هست
در راه یار فدایی شدن در مرامشان
حالا که لحظه لحظه ازجان گذشتن...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
بنگرید آئینۀ اسرار را
شعر بعدی
دویده ایم که همراه کاروان باشیم
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان