ز سوز زهر شراری به حنجرش افتاد
ز سوز زهر شراری به حنجرش افتاد
نفس نفس زد و از پای آخرش افتاد
اگر چه سخت در آنجا به خویش می پیچید
ولی به حجره به در،دیده ی ترش افتاد
رضا به مثل حسین و جواد چون اکبر
حسین بود که در فکر اکبرش افتاد
به کوچه روی زمین می نشست و برمی خاست
زمین که خورد فقط یاد مادرش افتاد
همین که در وسط حجر...
نفس نفس زد و از پای آخرش افتاد
اگر چه سخت در آنجا به خویش می پیچید
ولی به حجره به در،دیده ی ترش افتاد
رضا به مثل حسین و جواد چون اکبر
حسین بود که در فکر اکبرش افتاد
به کوچه روی زمین می نشست و برمی خاست
زمین که خورد فقط یاد مادرش افتاد
همین که در وسط حجر...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
وقتی رسید از راه نور چشمت آقا
شعر بعدی
نفسهایم ز سوز زهر کینه گشته کم مادر
فهرست
اشعار
روضه امام رضا (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان