ز اشکم آب پاشیدم پی ات تا زود برگردی
ز اشکم آب پاشیدم پی ات ، تا زود برگردی
همی ساعت شماری کرده ام تا جلوه گر گردی
مسیر خیمه تا نعش تو را با اشک پیمودم
دولب وا کن ، که سیراب از فرات این بصر گردی
اگرچه جد من داغ تو را بر من خبر داده
ولی باور نمی کردم چنین شق القمر گردی
نشستم در کنارت، تا نخیزی،برنمی خیزم
مشو ای عمر ،راضی با...
همی ساعت شماری کرده ام تا جلوه گر گردی
مسیر خیمه تا نعش تو را با اشک پیمودم
دولب وا کن ، که سیراب از فرات این بصر گردی
اگرچه جد من داغ تو را بر من خبر داده
ولی باور نمی کردم چنین شق القمر گردی
نشستم در کنارت، تا نخیزی،برنمی خیزم
مشو ای عمر ،راضی با...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
میوه عمر پدر شعله نزن بر جگرم
شعر بعدی
در بغل میگیرمت افسوس درهم می شوی
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان