زده ام دیده را به دریا من
زده ام دیده را به دریا من
که حسین است و عشق او با من
به کف آورده مهر او را من
به شب تیره ام رخش چون ماه
قَبْرُهُ فیِ قُلُوبِ مَنْ والاه
بخدا دیده زمزمش باشد
به جگر تیر ماتمش باشد
دلم آشفته از غمش باشد
مبر از سینه ام غمش الله
قَبْرُهُ فیِ قُلُوبِ مَنْ والاه
جان من خیمه در بلا دارد
خی...
که حسین است و عشق او با من
به کف آورده مهر او را من
به شب تیره ام رخش چون ماه
قَبْرُهُ فیِ قُلُوبِ مَنْ والاه
بخدا دیده زمزمش باشد
به جگر تیر ماتمش باشد
دلم آشفته از غمش باشد
مبر از سینه ام غمش الله
قَبْرُهُ فیِ قُلُوبِ مَنْ والاه
جان من خیمه در بلا دارد
خی...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
حال و روزم عجیب بارانی ست
شعر بعدی
دل اگر قابلتان نیست سر آماده کنم
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان