رنگ از چهره پریده است خودت می دانی
رنگ از چهره پریده است، خودت می دانی
عرقِ شرم چکیده است، خودت می دانی
پشت این خانه گدا آمده و با گریه
دستِ یاری طلبیده است، خودت می دانی
تو بزرگی و مرام تو نبخشیدن نیست
از شما قهر بعید است... خودت می دانی
مهربانی و به جز لطف تو این قدر کسی
بار ما را نخریده است، خودت می دانی
هر کجا گفت...
عرقِ شرم چکیده است، خودت می دانی
پشت این خانه گدا آمده و با گریه
دستِ یاری طلبیده است، خودت می دانی
تو بزرگی و مرام تو نبخشیدن نیست
از شما قهر بعید است... خودت می دانی
مهربانی و به جز لطف تو این قدر کسی
بار ما را نخریده است، خودت می دانی
هر کجا گفت...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
لال است آن زبان که نگوید ثنای تو
شعر بعدی
ویران شدم که از نو دلم را بنا کنی
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان