دیگه پیغمبر بی جون افتاده توی بستر
سبک شعر
دیگه پیغمبر
بی جون افتاده توی بستر
سرش روی پاهای حیدر
دل نگرونه واسه کوثر
داره میبینه
چهل تا مرد و توی خونه
هجوم آوردن وحشیونه
تو دستاشونه تازیونه
داره میبینه،آتیش شعله ور و مسمار
داره میبینه،کوثر و بین در و دیوار
داره میبینه،میبینه آه میکشه هر بار
داره میبینه،اهل سقیفه رو که پستن
...
بی جون افتاده توی بستر
سرش روی پاهای حیدر
دل نگرونه واسه کوثر
داره میبینه
چهل تا مرد و توی خونه
هجوم آوردن وحشیونه
تو دستاشونه تازیونه
داره میبینه،آتیش شعله ور و مسمار
داره میبینه،کوثر و بین در و دیوار
داره میبینه،میبینه آه میکشه هر بار
داره میبینه،اهل سقیفه رو که پستن
...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
وقته عزای ختم رسولان است
شعر بعدی
فاطمه بیقراره و علی گریونه امشب
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان