دو ابرویش یقین دارم که محراب کریمان است
دو ابرویش یقین دارم که محراب کریمان است
شب قدری که گم گشته نزولش در خراسان است
مسیحا دم میان زائران او نباشد کم
به دوش خادمان او ردای سبز سلمان است
رفیق بی رفیقان و مرامش با همه جور است
که اسمش زینت سوگند لات چاله میدان است
جفای عاشق خود را کشد بر دوش خود معشوق
که عصیان را زلیخا کرد و یوسف کنج زن...
شب قدری که گم گشته نزولش در خراسان است
مسیحا دم میان زائران او نباشد کم
به دوش خادمان او ردای سبز سلمان است
رفیق بی رفیقان و مرامش با همه جور است
که اسمش زینت سوگند لات چاله میدان است
جفای عاشق خود را کشد بر دوش خود معشوق
که عصیان را زلیخا کرد و یوسف کنج زن...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
تا دیده گشودم به خراسان نظر افتاد
شعر بعدی
حرم قدس رضا حال و هوایی دارد
فهرست
اشعار
مدح امام رضا (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان