دوباره روضه گرفته دلم برای سرت
دوباره روضه گرفته دلم برای سرت
دمی نشد که نباشد به دل هوای سرت
چهل شبست که من قصه گوی مهتابم
چهل شبست که گفتم ز ماجرای سرت
شروع قصه من تل خاکی و وقتی
که بوسه زد لب آن دشنه برقفای سرت
وناگهان شب تاریک ما چراغان شد
دمی که لب به لب نی گذاشت نای سرت
تو راهی سفر کوچه های کوفه شدی
و من چقدر دعا خوانده...
دمی نشد که نباشد به دل هوای سرت
چهل شبست که من قصه گوی مهتابم
چهل شبست که گفتم ز ماجرای سرت
شروع قصه من تل خاکی و وقتی
که بوسه زد لب آن دشنه برقفای سرت
وناگهان شب تاریک ما چراغان شد
دمی که لب به لب نی گذاشت نای سرت
تو راهی سفر کوچه های کوفه شدی
و من چقدر دعا خوانده...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
برخیز و ببین شور رجز خوانی زینب
شعر بعدی
از سفر می آید و رنج سفر می آورد
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان