دل تا نشست روز ازل روی بام او
دل تا نشست روز ازل روی بام او
عمداً گذاشت پای خودش را به دام او
ما را فقط هوای نجف مست میکند
چون لب نهاده ایم به لب های جام او
شیرینی دهین نجف را چشیده است
هرکس که باز کرده دهان را به نام او
هرجا که کار عالم و آدم گدایی است
مانند پادشاه میآید غلام او
توحید خوانده هرکه میان نماز خویش
خوانده...
عمداً گذاشت پای خودش را به دام او
ما را فقط هوای نجف مست میکند
چون لب نهاده ایم به لب های جام او
شیرینی دهین نجف را چشیده است
هرکس که باز کرده دهان را به نام او
هرجا که کار عالم و آدم گدایی است
مانند پادشاه میآید غلام او
توحید خوانده هرکه میان نماز خویش
خوانده...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
هر عاشقی که لایق وصل نگار نیست
شعر بعدی
بی روی علی شعر من آرایه ندارد
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان