در کنگره ی عرش فروریخت بناها
عباس شاه زیدی
در کنگره ی عرش فروریخت بناها
تا از نفس افتاد جگر گوشه ي طاها
بر خاك تني ماند، كه آيات مقطع
برنيزه سري رفت، كه الشمس ضحيها
طاها تونبودی که ببینی تک و تنها
آمد به سر نور دوچشمت چه بلاها
طاها ، چه بگویم که درآن شام غریبان
انگشتر خورشید کجا رفت کجاها
قرآن به هم ریخته ات را که ندیدی...
در کنگره ی عرش فروریخت بناها
تا از نفس افتاد جگر گوشه ي طاها
بر خاك تني ماند، كه آيات مقطع
برنيزه سري رفت، كه الشمس ضحيها
طاها تونبودی که ببینی تک و تنها
آمد به سر نور دوچشمت چه بلاها
طاها ، چه بگویم که درآن شام غریبان
انگشتر خورشید کجا رفت کجاها
قرآن به هم ریخته ات را که ندیدی...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
گرچه دل ها هنوز آتش داشت
شعر بعدی
گفته بودند که تنها زدنت کافی نیست
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان