در قتلگاه بود و به دستش سپر نداشت
در قتلگاه بود و به دستش سپر نداشت
یعنی برای جنگ توانی دگر نداشت
جسم تمام اهل حرم را به خیمه برد
اما برای یاری خود یک نفر نداشت
زینب برای یاری اش آمد به روی تل
هرقدر گریه کرد در آنان اثر نداشت
مادر میان گودی گودال بود و شمر
بر روی سینه رفت …! گمانم خبر نداشت
آن پیرمرد پست اگر با عصای خود
بر جسم...
یعنی برای جنگ توانی دگر نداشت
جسم تمام اهل حرم را به خیمه برد
اما برای یاری خود یک نفر نداشت
زینب برای یاری اش آمد به روی تل
هرقدر گریه کرد در آنان اثر نداشت
مادر میان گودی گودال بود و شمر
بر روی سینه رفت …! گمانم خبر نداشت
آن پیرمرد پست اگر با عصای خود
بر جسم...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
عرش افتاده در ته گودال
شعر بعدی
بعد از غروب سرخ که جان ها مذاب شد
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان