در عجب باشد جهان از وسعت این قتلگاه
در عجب باشد جهان از وسعت این قتلگاه
جا گرفته در دل آن هم زمان چندین سپاه
نیمه جان بودی که بر روی تنت می تاختند
نیمه جان بودی که آتش رفت سمت خیمه گاه
زینبت از روی تل می دید بی لشکر شدی
حرف ها با زینب خود می زدی با هر نگاه
اکبر و قاسم، بُرَیر و مسلم و جون و حبیب...
نیست دیگر هیچ سرداری در این آو...
جا گرفته در دل آن هم زمان چندین سپاه
نیمه جان بودی که بر روی تنت می تاختند
نیمه جان بودی که آتش رفت سمت خیمه گاه
زینبت از روی تل می دید بی لشکر شدی
حرف ها با زینب خود می زدی با هر نگاه
اکبر و قاسم، بُرَیر و مسلم و جون و حبیب...
نیست دیگر هیچ سرداری در این آو...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
تاکه فرمود رسیدیم عَلَم را کوبید
شعر بعدی
بنال ای دل ز داغ کربلا پیوسته پیوسته
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان