در دیده من نقش رخ یار کشیدند
در دیده ی من نقش رخ یار کشیدند
یک منظره از لحظه ی دیدار کشیدند
تا آن که شوی ضامن این خسته ، دلم را
در پیش تو آهوی گرفتار کشیدند
تا دست تهی در برت ای شاه نیایم
این اشک مرا گوهر شهوار کشیدند
تصویر مرا بُرده و در صحن عتیق ات
در پنجره فولاد تو بیمار کشیدند
هر ذَره که بنشست به دامان ضریح ات
از تابش آ...
یک منظره از لحظه ی دیدار کشیدند
تا آن که شوی ضامن این خسته ، دلم را
در پیش تو آهوی گرفتار کشیدند
تا دست تهی در برت ای شاه نیایم
این اشک مرا گوهر شهوار کشیدند
تصویر مرا بُرده و در صحن عتیق ات
در پنجره فولاد تو بیمار کشیدند
هر ذَره که بنشست به دامان ضریح ات
از تابش آ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
دلم شوق تورا از باغ رضوان بیشتر دارد
شعر بعدی
دلِ ما همچو رضا دلبر و سلطان دارد
فهرست
اشعار
مدح امام رضا (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان