در این مدینه بیا و ببر ز تن سر من
زبان حال امام حسین (ع)
در این مدینه بیا و ببر ز تن سر من
ولی غلاف نزن روی دست مادر من
یکی از آن همه نامردها در آن کوچه
نکرد رحمبه اشکِحسن(ع) برادرمن
حسن(ع)به گریه صدا زد نزن مغیره نزن
زدی و لرزه فتاده به جسم خواهر من
همین که محسنِ(ع) شش ماهه سقط شد دیدم
رسیدتیر به حلق علیِاصغر(ع)من
به جایِ د...
در این مدینه بیا و ببر ز تن سر من
ولی غلاف نزن روی دست مادر من
یکی از آن همه نامردها در آن کوچه
نکرد رحمبه اشکِحسن(ع) برادرمن
حسن(ع)به گریه صدا زد نزن مغیره نزن
زدی و لرزه فتاده به جسم خواهر من
همین که محسنِ(ع) شش ماهه سقط شد دیدم
رسیدتیر به حلق علیِاصغر(ع)من
به جایِ د...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
رفتی و دخترت ای یار به هم ریخته است
شعر بعدی
آتش به روی خانه گل ها گرفتند
فهرست
اشعار
روضه حضرت زهرا (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان