خواب دیدم که شبی نوبت مرگ من شد
خواب دیدم که شبی نوبت مرگ من شد
لحظه ی پر تب و تابِ من و جان کندن شد
لرزه بر جان من افتاد و چنان ترسیدم
که تمامِ گنه کرده به یک دم دیدم
چشمِ بی نورِ من از مرگ به هم می افتاد
ضربه ی قلب من هر لحظه به کم می افتاد
لب من او که به کلِ بدنم می ارزید
همره سینه و دندان و زبان می لرزید
هر دو گوشم که همه عمر ...
لحظه ی پر تب و تابِ من و جان کندن شد
لرزه بر جان من افتاد و چنان ترسیدم
که تمامِ گنه کرده به یک دم دیدم
چشمِ بی نورِ من از مرگ به هم می افتاد
ضربه ی قلب من هر لحظه به کم می افتاد
لب من او که به کلِ بدنم می ارزید
همره سینه و دندان و زبان می لرزید
هر دو گوشم که همه عمر ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
در غیبت تو بخت دل من سیاه شد
شعر بعدی
فکری برای وضع بد این گدا کنید
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان