خنجر شمر به خون شه خوبان تشنه
خنجر شمر به خون شه خوبان تشنه
حنجر شه بدم خنجر بُرّان تشنه
من چو خضرم، و فُراتست اگر آب حیات
خضر، کی مانده به سرچشمۀ حیوان تشنه؟
آه از آن لحظه که اصغر به سر دوش پدر
داد حنجر به دَمِ غنچهِ پیکان، تشنه!
کودکانم که همه شهد و شکر میخوردند
حال، طوطی صفت، اندر شکرستان، تشنه
گفت شاه شهدا ب...
حنجر شه بدم خنجر بُرّان تشنه
من چو خضرم، و فُراتست اگر آب حیات
خضر، کی مانده به سرچشمۀ حیوان تشنه؟
آه از آن لحظه که اصغر به سر دوش پدر
داد حنجر به دَمِ غنچهِ پیکان، تشنه!
کودکانم که همه شهد و شکر میخوردند
حال، طوطی صفت، اندر شکرستان، تشنه
گفت شاه شهدا ب...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
کنار طشت طلاست فاطمه مهمان من
شعر بعدی
گذاشت پا به دهان رکاب باگریه
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان