خسته از بارِ گُناه، نزدِ شما آمده ام
خسته از بارِ گُناه، نزدِ شما آمده ام
فارغ از خوفم و مملو زِ رجاء آمده ام
بر درت حضرتِ معصومه منِ بی سرو پا
همچو بیمار به دنبال شفا آمده ام
دُختِ موسی نگهی کن به من از جود و کرم
من در این خانه به امیدِ عطا آمده ام
ترسم این است که من را نخری دُختِ علی
زان که ای دوست پر از جُرم و خطا آمده ام
شک ندا...
فارغ از خوفم و مملو زِ رجاء آمده ام
بر درت حضرتِ معصومه منِ بی سرو پا
همچو بیمار به دنبال شفا آمده ام
دُختِ موسی نگهی کن به من از جود و کرم
من در این خانه به امیدِ عطا آمده ام
ترسم این است که من را نخری دُختِ علی
زان که ای دوست پر از جُرم و خطا آمده ام
شک ندا...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
حضرتِ معصومه ما را کربلایی می کند
شعر بعدی
تا که دل را آه سینه راهی قم می کند
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان