تو میدون صدا بلنده هی لشکر داره می خنده

شعر مداحی حضرت علی اکبر (ع) | قالب زمینه | تو میدون صدا بلنده هی لشکر داره می خنده
متن شعر
حضرت علی اکبر (ع) زمینه 557

تو میدون، صدا بلنده
هی لشکر، داره می خنده
با نیزه، راه گلوتو
یه نامرد، داره می بنده

می ترسم، همه سرت بریزن بابا جان
می ترسم، بلا سرت بیارن بابا جان
می ترسم، یه جای سالمم این نامردا
تو پیکرت نذارن بابا جان

از بس
زدن صدا زدن بسه
بابا
دیگه صدات نمی رسه
با این
تنی که پاره پاره شد
شاید
عبا به دادم برسه

....

تو زانوم، رمق نمونده
قلبم رو، غمت شکونده
داغ تو، دل تموم
اهل خیمه رو سوزونده

ای بالام، جلو چشام رو خاکا افتادی
ای بالام، با تیغ و نیزه از پا افتادی
ای بالام، تو رو تو کل صحرا می بینم
چیجوری اربا اربا افتادی

واسم
نمونده جای بوسه ای
واست
نمونده جای سالمی
باید
برم عزا به پا کنم
واسه
تو که عزیز دلمی

....

به گریه، صدام بلنده
لشکر به، بابات می خنده
عمه او، مده تو میدون
تا بابات، بمونه زنده

ای بالام، پاشو ببین که غوغاس تو میدون
ای بالام، داری رو پای بابات میدی جون
ای بالام، پاشو تا کارم از کار نگذشته
عمه رو سمت خیمه برگردون

میری
جونمو از تن می بری
بابا
توو این دمای آخری
با این
زخم رو پهلوت پسرم
حالا
خیلی شبیه مادری

وحید محمدی