تو آن امام غریبی تو آن امام رئوف
تو آن امام غریبی، تو آن امام رئوف
در این کرانه به خورشید بی بدل معروف
به یک اشارۀ ابرو، نَهَیتَ عَن مُنکَر
به مهربانیِ لبخند، اَمَرتَ بِالمَعروف
تو نور در دل من ریختی، نفهمیدم
نبود سنخیتی بین ظرف با مظروف
چه قدر آینه بیتوته کرده در حرمت
چه قدر دل که در این بارگاه کرده وقوف
برادرانه در آغوش خویش ...
در این کرانه به خورشید بی بدل معروف
به یک اشارۀ ابرو، نَهَیتَ عَن مُنکَر
به مهربانیِ لبخند، اَمَرتَ بِالمَعروف
تو نور در دل من ریختی، نفهمیدم
نبود سنخیتی بین ظرف با مظروف
چه قدر آینه بیتوته کرده در حرمت
چه قدر دل که در این بارگاه کرده وقوف
برادرانه در آغوش خویش ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
ای دریغا دلستان خویش را نشناختم
شعر بعدی
بارها با آن که توفیق زیارت داشتم
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان