دانلود برنامه بحارالاشعار

توو دامنش سر باباش

شعر مداحی نوحه حضرت رقیه (س) - توو دامنش سر باباش - متن نوحه محرم ، شعر مداحی محرم 1401

توو دامنش سر باباش
بهش میگه ازغصه هاش
از زخمای دست و پاهاش.آه و واویلا

میگه بابا نبودی.موی منو کشیدن
باضرب سیلی بابا.نازم خریدن

دیگه ندارم.تاب و توونی
آرزوم اینه.پیشم بمونی

بابا حسین جان

بابا ببین سوخته موهام
پرآبله شده پاهام
نمی بینه دیگه چشام.بابا حسین جان

دندون شیری من.بدجوربابا شکسته
سه سالگی شدم از.زندگی سخته

مویم سپیدو.قدم کمونه
راه رفتنم چون.زهرا میمونه

باباحسین جان

بابا چرا سوخته موهات
چرا کبوده این لبات
کی بریده بابا رگات.آه و واویلا

من میدونم برا چی.لب تو ارغوونه
کاریزید پست و یه خیزروونه

یتیمی سخته.توی اسارت
گوشواره ی من.رفته به غارت

بابا حسین جان

ابوذر رییس میرزایی (بهار)


319
شعر بعدی