تنگ غروب بود و هوا پر غبار بود
تنگ غروب بود و هوا پر غبار بود
آمد به خیمه اسب ولی بی سوار بود
با دامنی به آتش نمرود شعله ور
سوی فرات دخترکی در فرار بود
دلبند فاطمه که عزیز مدینه بود
در بند یک حرامی بی بند و بار بود
در پیش پای پست پلیدی چونان یزید
راس حسین پاک پیمبر تبار بود
میرفت زیر بیرق زینب به فتح شام
آن کاروان که زار ولی ...
آمد به خیمه اسب ولی بی سوار بود
با دامنی به آتش نمرود شعله ور
سوی فرات دخترکی در فرار بود
دلبند فاطمه که عزیز مدینه بود
در بند یک حرامی بی بند و بار بود
در پیش پای پست پلیدی چونان یزید
راس حسین پاک پیمبر تبار بود
میرفت زیر بیرق زینب به فتح شام
آن کاروان که زار ولی ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
هر دم به گوشم میرسد آوای زنگ قافله
شعر بعدی
آخر به ضرب کینه افراد نیزه زن
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان