آخر به ضرب کینه افراد نیزه زن
آخر به ضربِ کینهٔ افرادِ نیزه-زن
در خون نفس نفس زد و جان داد کاملاً
کشتند تشنه لب، لبِ دریا حرامیان
آقای مهربانِ مرا دور از وطن
«سر» را گرفت نیزه؛ به روی سرش گذاشت
افتاده بود در وسط قتلگاه، تن
میخورْد تاب؛ زخمی و بیتاب از عزا
بر خنجر کثیف سنان(لع) پاره پیرهن
با اهل عرش و أرض و سما ضجه میزدند
خیل...
در خون نفس نفس زد و جان داد کاملاً
کشتند تشنه لب، لبِ دریا حرامیان
آقای مهربانِ مرا دور از وطن
«سر» را گرفت نیزه؛ به روی سرش گذاشت
افتاده بود در وسط قتلگاه، تن
میخورْد تاب؛ زخمی و بیتاب از عزا
بر خنجر کثیف سنان(لع) پاره پیرهن
با اهل عرش و أرض و سما ضجه میزدند
خیل...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
تنگ غروب بود و هوا پر غبار بود
شعر بعدی
السلام ای تشنه کام کربلا
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان