تشنه لب بود ولی تشنه به گودال نرفت
تشنه لب بود ولی تشنه به گودال نرفت
دست و پا زد پسر و مادرش از حال نرفت
تا پدر آب طلب کرد پسر آب آوَرد
آتشی عصرِ عطش جانبِ اطفال نرفت
زهر خون بر جگرش کرد ولی هیچ کسی
به سراغِ حرم و غارت اَموال نرفت
پایِ شعله به حَریم کرمَش باز نشد
از حرم شکر خدا معجر و خلخال نرفت
دست های پسرش بسته نشد...
دست و پا زد پسر و مادرش از حال نرفت
تا پدر آب طلب کرد پسر آب آوَرد
آتشی عصرِ عطش جانبِ اطفال نرفت
زهر خون بر جگرش کرد ولی هیچ کسی
به سراغِ حرم و غارت اَموال نرفت
پایِ شعله به حَریم کرمَش باز نشد
از حرم شکر خدا معجر و خلخال نرفت
دست های پسرش بسته نشد...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر بعدی
ساقیا ما همه از برکت جامت مستیم
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان