تا که مقصود من از سلطان به بانو می کشد
تا که مقصود من از سلطان به بانو می کشد
جان و تن با روح من را در هیاهو می کشد
سائلت بانو همینکه می شود وارد به قم
تا ورودیِ حرم بر خاک زانو می کشد
حضرت جبریل داخل می شود در صحن تو
زیر پای زائران را آب و جارو می کشد
خادمت حتی شِفا را میدهد آنقدر که
ذهن مارا سمت و سوی سِحر و جادو می کشد
این کرامات ...
جان و تن با روح من را در هیاهو می کشد
سائلت بانو همینکه می شود وارد به قم
تا ورودیِ حرم بر خاک زانو می کشد
حضرت جبریل داخل می شود در صحن تو
زیر پای زائران را آب و جارو می کشد
خادمت حتی شِفا را میدهد آنقدر که
ذهن مارا سمت و سوی سِحر و جادو می کشد
این کرامات ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
جود و کرامت از کرمش جاودان شده
شعر بعدی
دلم سه شنبه شبی باز راهی قم شد
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان