بی عصا آمد عصایش را زمین انداختند
بی عصا آمد عصایش را زمین انداختند
پیش چشمش مصطفایش را زمین انداختند
حل مشکلهای هر پ یری جوانش می شود
آه این مشکل گشایش را زمین انداختند
بار دیگر بین کوچه پهلوی زهرا شکس ت
بار دیگر مجتبایش را زمین انداختند
دست بر روی محاسن داشت مشغول دعا
احترام ربنایش را زمین انداختند
این علی اکبر دگر ص...
پیش چشمش مصطفایش را زمین انداختند
حل مشکلهای هر پ یری جوانش می شود
آه این مشکل گشایش را زمین انداختند
بار دیگر بین کوچه پهلوی زهرا شکس ت
بار دیگر مجتبایش را زمین انداختند
دست بر روی محاسن داشت مشغول دعا
احترام ربنایش را زمین انداختند
این علی اکبر دگر ص...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
با زانوان خسته کنارت رسیده ام
شعر بعدی
بر زانو آمده پسرش را صدا كند
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان