به روی نيزه ها ديدم سرت را
یوسف رحیمی
به روی نيزه ها ديدم سرت را
ميان خون، رها بال و پرت را
چگونه قلب من آرام باشد
که دیده ساربان انگشترت را
به روی نيزه ها ديدم سرت را
ميان خون، رها بال و پرت را
چگونه قلب من آرام باشد
که دیده ساربان انگشترت را
شعر قبلی
وقتی که برگرداند با پا پیکرت را
شعر بعدی
خورشید شبِ فاطمه بالا آمد
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان