به خاک افتاده ام مولا درین صحرای گمنامی
به خاک افتاده ام مولا درین صحرای گمنامی
چه شبها که تورا خواندم نیامد از تو پیغامی
نمی آید نفس بر لب شده خاموش فریادم
ز هجرانِ تو می میرم درین غربت به آرامی
مرا یک جرعه از چشمت حیاتِ جاودان بخشد
بیاور از کرم آقا برای تشنه ات جامی
اگر گویم غم خود را زبان سوزد ، نمی گویم
چه ایّامی گذشت از من ، بلی آ...
چه شبها که تورا خواندم نیامد از تو پیغامی
نمی آید نفس بر لب شده خاموش فریادم
ز هجرانِ تو می میرم درین غربت به آرامی
مرا یک جرعه از چشمت حیاتِ جاودان بخشد
بیاور از کرم آقا برای تشنه ات جامی
اگر گویم غم خود را زبان سوزد ، نمی گویم
چه ایّامی گذشت از من ، بلی آ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
وقتی که بی قرارم از یار می نویسم
شعر بعدی
تا ببینم رحمت پروردگار خویش را
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان