به جنگ تشنگی رفته ست با چشمان دریایی
به جنگ تشنگی رفته ست با چشمان دریایی
به هم پیچیده او طومار دشمن را به تنهایی
به میدان آمد و در لشکر دشمن شکاف افتاد
به میدان آمد و در دشت غوغا شد،چه غوغایی
ببار ای ابر و خود را خرج بی تابیِ اصغر کن
و گرنه چیست سود تو ؟ بگو پس کِی به کار آیی؟
بدون دست های کوچک و مشکل گشای او
ندارد زندگی لطفی ندار...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
تو مثل يك گل سرخي كه بال و پر داري
شعر بعدی
به نیزهدار بگو نیزه را تکان ندهد
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان