دانلود برنامه دفتر محرم
دانلود برنامه بحارالاشعار
برنامه دفتر ماه صفر | اشعار مداحی اربعین

بنال ای سینه از اندوه و دردی

شعر مداحی حضرت زهرا (س) - قالب روضه - بنال ای سینه از اندوه و دردی

روضه حضرت زهرا (س) 521

بنال ای سینه از اندوه و دردی
فلک گو با منِ زهرا چه کردی؟

فلک از دستِ تو دارم شکایت
که بشنو تا بگویم این حکایت

بگویم ذره ای از حالِ زارم
که می بینی سیه شد روزگارم

دمی این سفره ی دل وا نمایم
چنین ظلمی کجا باشد روایم

حسینم را چرا غربت کشاندند
چرا در قتلگاهِ خون نشاندند

اگر کشته چرا رأسش بریدند
چرا او را به خاک و خون کشیدند

چرا دیگر تنِ بی جانِ او را
ز تیر و نیزه و خنجر دریدند

ببین بی دست و پا افتاده در خون
به حالِ او بگرید مرغِ هامون

وَزد بادِ صبا بر جسمِ زارش
علی اکبر فتاده در کنارش

در آغوشش گرفته غنچه اصغر
ز تیغِ کینه شد این لاله پرپر

بگویم از اباالفضلِ دلاور
میانِ خاک و خون ساقیِ لشکر

به صحرا هر طرف جسمِ شهیدان
که بی غسل و کفن در این بیابان

هوای نینوا ای خشک و سوزان
لبِ خشکِ حسینم را مسوزان

لبانش تشنه ی یک جرعه آب است
دلش از سوزِ بی آبی کباب است

زمینِ کربلا ای خار و خاشاک
تو رحمی کن به حالِ جسمِ صد چاک

تو رحمی کن که این فرزندِ زهراست
در این غربت اسیرِ دستِ اعداست

تو ای باد صبا رفتی به سویش
نوازش کن به جایم زلف و مویش

به جایم بوسه زن زیرِ گلویش
بمیرم خون چکد از زخمِ رویش

بگو ابرِ سما را تا ببارد
حسینم طاقتِ گرما ندارد

بیا تا سایه افکن بر سرِ او
کفن بر تن ندارد پیکر او

متاب خورشید این عریان بدن را
مسوزان جسمِ بی غسل و کفن را

متاب او معجری بر سر ندارد
که بر بالینِ خود مادر ندارد

الا ای آسمان! تو سایه افکن
به زیر تیر و نیزه بوده این تن

تو رحمی کن به زخم چاک چاکش
ز اشکِ خون بشوی آن جسمِ پاکش

بیاید مرغِ صحرا دسته دسته
بگرید بر حسینِ زار و خسته

جناقِ سینه تا پشتش شکسته
شب است و بر سرش شبنم نشسته

به جوی خون فتاده پیکرِ او
در این صحرا چه آمد بر سرِ او

الا ای تربتِ شامِ غریبان
مدارا کن تو امشب با شهیدان

مدارا کن که همراهی ندارند
در این غربت پناهگاهی ندارند!

هستی محرابی

شعر بعدی
کانال شعر و سبک مداحی