بمونه داداش حکایت شام
سبک شعر
بمونه داداش، حکایت شام
یه شهر ما رو سنگ می زدن از روی هر بام
میون ازدحام و شلوغی
نمی دونی چی اومد به روزم
میخندیدن به وضع لباسام
هنوز دارم از این درد می سوزم
بعد تو دیگه بریدم
یه روز خوشم ندیدم
شدم مثل پیرزن ها
من یه مادر شهیدم
---
بمونه داداش، قصه بازار
شکر خدا حال منو ندید علمدار
تا بچه ها شن...
یه شهر ما رو سنگ می زدن از روی هر بام
میون ازدحام و شلوغی
نمی دونی چی اومد به روزم
میخندیدن به وضع لباسام
هنوز دارم از این درد می سوزم
بعد تو دیگه بریدم
یه روز خوشم ندیدم
شدم مثل پیرزن ها
من یه مادر شهیدم
---
بمونه داداش، قصه بازار
شکر خدا حال منو ندید علمدار
تا بچه ها شن...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان