دانلود برنامه بحارالاشعار

بر نیزه دارد می رود دار و ندارت

شعر مداحی روضه حضرت زینب (س) - بر نیزه دارد می رود دار و ندارت - شعر اسارت اهل بیت

بر نیزه دارد می رود دار و ندارت
عصر دهم‌ پیراهنی رفته به غارت

خود را رساندم من به رگهای بریده
با طعنه میگفتند بنگر جسمِ یارت

حق دارم ای دنیا اگر پیر و غمینم
داغ جدایی از حسین است و اسارت

سر بشکند بین غمت چیزی نباشد
جان ها فدای ذوالجناحِ بی سوارت

همسایه هم حتی ندیده سایه ام را
دروازه ی ساعات بر ما شد جسارت

با رقص و دَف از ما پذیرایی نمودند
این عصمت ذاتی کجا و این حقارت

اما بدان دنیا که من هم یک علی ام
با خطبه ام ویران نمودم این عمارت

حتی نفس در سینه مانده بعدِ امرم
من زینبم ویران‌ کنم با یک اشارت

من‌ذاتِ آزادی و عصمت ، اوجِ فخرم
بر من بزن دستِ توسل وقت کارت

من‌دست گیرِ عالمم با دست بسته
من قدرتُ الّلهم اگر افتاده بارت

با ذوالفقار حیدری آید به میدان
ذکرم بگو از بهرِ تعجیلِ نگارت

/عبدِ کریم/

223
شعر بعدی