با اینهمه رسوایی و روی سیاهم
با اینهمه رسوایی و روی سیاهم
در که زدم دیدم رضا داده پناهم
گفتم نمی بخشد مرا، دیدم که بخشید
گرچه نباید می گذشت از اشتباهم
دستی که خالی میشود خیلی می ارزد
هرچند محتاجم ولی محتاج شاهم
من سائلی را پیش سلطان دوست دارم
چیزی نمی گیرم ز مردم ... در رفاهم
شغل شریفم تا همیشه تکیه داری است
کُ...
در که زدم دیدم رضا داده پناهم
گفتم نمی بخشد مرا، دیدم که بخشید
گرچه نباید می گذشت از اشتباهم
دستی که خالی میشود خیلی می ارزد
هرچند محتاجم ولی محتاج شاهم
من سائلی را پیش سلطان دوست دارم
چیزی نمی گیرم ز مردم ... در رفاهم
شغل شریفم تا همیشه تکیه داری است
کُ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
چهارشنبه هوای سرم خراسانیست
شعر بعدی
مانده ام مثل کجا می شود ایران بی تو
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان