باران غریبی می کند در پشت پلکم
باران غریبی می کند در پشت پلکم
باید ببارد تا دلم آرام گیرد
شاعر قلم در دست می گیرد که شاید
از طبعِ باران قطره ای الهام گیرد
پس می نویسد عشق را با اشک هایش
این گریه او را می کشاند تا مدینه
پر می زند با شعر خود تا اوج غربت
ناگاه بغضی می نشیند کنج سینه
آرام و تنها... کنج قبرستانِ تاریک
با ذکر باقر کرب...
باید ببارد تا دلم آرام گیرد
شاعر قلم در دست می گیرد که شاید
از طبعِ باران قطره ای الهام گیرد
پس می نویسد عشق را با اشک هایش
این گریه او را می کشاند تا مدینه
پر می زند با شعر خود تا اوج غربت
ناگاه بغضی می نشیند کنج سینه
آرام و تنها... کنج قبرستانِ تاریک
با ذکر باقر کرب...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
ای کوی تو قبله گاه مردم
شعر بعدی
بسر مى پرورانم من هواى حضرت باقر
فهرست
اشعار
مدح امام باقر (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان