ای یتیمان جگر سوخته کو یاورتان
ای یتیمان جگر سوخته کو یاورتان
آن که بگذاشته مرهم به دل مضطرتان
دست ماتم به سر و سینه زنید از این غم
که فتاده دگر از پای نوازشگرتان
مستمندان به سوی خانه ی مولا آیید
تا ببینید چرا نامده نان آورتان
سفره ی نان شما باز تهی خواهد ماند
کم شده سایه ی نان آورتان از سرتان
تا نبیند به جنان فاط...
آن که بگذاشته مرهم به دل مضطرتان
دست ماتم به سر و سینه زنید از این غم
که فتاده دگر از پای نوازشگرتان
مستمندان به سوی خانه ی مولا آیید
تا ببینید چرا نامده نان آورتان
سفره ی نان شما باز تهی خواهد ماند
کم شده سایه ی نان آورتان از سرتان
تا نبیند به جنان فاط...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
علی ای دستگیر مستمندان
شعر بعدی
صورت همینکه بر کف پای پدر گذاشت
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان