ای گل مدینه ازنفست جان گرفته است
ای گُل مدینه ازنفست جان گرفته است
عطربهشت وبوی بهاران گرفته است
مثل گُلی که غنچه ی خودراببر کشد
زهراتورا زشوق به دامان گرفته است
دیدند قدسیان، که پس ازشکرحق علی
برروی دست ناطق قرآن گرفته است
وقتی توراگرفت نبی دربغل گریست
گفتند آسمان زتوباران گرفته است
تاجبرئیل درقدم توکند نثار
دردست صدسبد گُل ور...
عطربهشت وبوی بهاران گرفته است
مثل گُلی که غنچه ی خودراببر کشد
زهراتورا زشوق به دامان گرفته است
دیدند قدسیان، که پس ازشکرحق علی
برروی دست ناطق قرآن گرفته است
وقتی توراگرفت نبی دربغل گریست
گفتند آسمان زتوباران گرفته است
تاجبرئیل درقدم توکند نثار
دردست صدسبد گُل ور...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
امشب دوباره عشق راتحکیم کردند
شعر بعدی
دوباره گلشن آل عبا تماشایی است
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان